بیش از 1/3 از افراد مبتلا به سکته مغزی با افسردگی پس از سکته روبرو میشوند. با دانستن اینکه سالانه بیش از 184000 نفر در ایالات متحده سکته مغزی را تجربه میکنند، این آمار حیرت آور است. افسردگی پس از سکته اغلب با تغییرات عمده در زندگی روزمره در نتیجه سکته مغزی و اثرات ثانویه همراه آن مرتبط است.
این اثر عاطفی سکته مغزی میتواند تأثیر عمدهای بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به سکته مغزی و یا مراقبین او داشته باشد. خوشبختانه، انواع مختلفی از درمانهای مختلف برای کمک به مدیریت افسردگی پس از سکته در دسترس است. در حالی که برخی از افراد ممکن است برای مدیریت علائم افسردگی به دارو نیاز داشته باشند، روشهای دیگر نیز ممکن است در طول بهبودی مفید باشند.
مهمتر از همه، اگر بازماندگان پس از سکته دچار افسردگی شوند، باید به دنبال درمان باشند. برای کمک به شروع، این مقاله به بررسی علل مختلف افسردگی پس از سکته میپردازد. سپس ما درمانهای موجود را برای کمک به مدیریت و غلبه بر علائم افسردگی مرور خواهیم کرد
علل اصلی افسردگی پس از سکته مغزی
علل افسردگی پس از سکته مغزی از فردی به فرد دیگر متفاوت است و اغلب ناشی از ترکیبی از عوامل است نه تنها یک عامل. برخی از دلایل افسردگی پس از سکته مغزی عبارتند از:
علل اصلی افسردگی پس از سکته مغزی
دو نوع اصلی سکته مغزی وجود دارد که عبارتند از سکته مغزی ایسکمیک (ناشی از انسداد رگ) و نوع دیگر سکته مغزی هموراژیک (در صورت ترکیدن رگ ایجاد می شود). هر دو نوع باعث وقفه در جریان خون طبیعی مغز و آسیب بافتی میشوند که منجر به طیف گستردهای از اثرات ثانویه سکته مغزی بسته به ناحیه ای از مغز شود که تحت تاثیر قرار گرفته است.
در حالی که سکته مغزی ایسکمیک شایعتر از سکته مغزی هموراژیک است، هر یک از انواع آن میتواند منجر به افسردگی پس از سکته شود. این مسئله را میتوان به تغییرات فیزیکی در مغز، به ویژه در مناطق مسئول احساسات و خلق و خو نسبت داد. یک مثال لوب فرونتال است که به تنظیم احساسات، تصمیم گیری و قضاوت کمک میکند.
علاوه بر آسیب بافتی در این نواحی مغز، تغییرات شیمیایی دیگری پس از سکته مغزی رخ میدهد که میتواند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشد. این شامل وجود التهاب در مغز پس از سکته و همچنین تغییرات در سد خونی مغزی است.
الگوهای فکری
از آنجایی که سکته مغزی اغلب با تغییرات عمده در زندگی روزمره همراه است، این امر میتواند باعث شود که افراد مبتلا و مراقبین طیف وسیعی از احساسات دشوار را تجربه کنند. به عنوان مثال، بسیاری از بازماندگان و عزیزانشان به دلیل این تغییرات زندگی، مراحل مختلفی از غم و اندوه را پس از سکته تجربه میکنند که میتواند به از دست دادن تواناییهای فیزیکی، استقلال یا سرگرمیهای مورد علاقه مربوط باشد.
بسته به محل سکته مغزی، بازمانده ممکن است در پردازش الگوهای افکار منفی با مشکل مواجه شود. علاوه بر این، بسیاری از بازماندگان تغییرات رفتاری دیگری مانند ناتوانی عاطفی را تجربه میکنند. زمانی که وضعیت یک بازمانده ناامیدکننده یا به طور چشمگیری متفاوت از آنچه تصور می کرد به نظر می رسد، این میتواند به الگوهای فکری منفی کمک کند. هنگامی که این الگوهای فکری کنترل نشده باقی بمانند، که میتواند یک شیب لغزنده ایجاد کند و گلوله برفی را به افسردگی تبدیل کند.
سبک زندگی و تغییرات اجتماعی
سکته مغزی اغلب منجر به تغییر در تواناییهای فیزیکی میشود. این تغییرات فیزیکی میتواند باعث شود که یک فرد مبتلا به سکته مغزی به طور موقت یا حتی برای همیشه سرگرمیهای عمیق شخصی خود را از دست بدهد. به عنوان مثال، یک بازمانده مبتلا به همیپارزی یا همیپلژی ممکن است به دلیل ضعف بازو یا فلجی نتواند گیتار بزند یا نقاشی کند.
علاوه بر این، اغلب پس از سکته مغزی تغییری در مشارکت اجتماعی افراد بوجود میآید. حضور در اجتماعات ممکن است به دلیل مشکلات حمل و نقل یا حرکت دشوار باشد. از آنجایی که انسانها موجوداتی اجتماعی هستند و خواهان ارتباط، این از دست دادن مشارکت اجتماعی میتواند بر سلامت روانی و عاطفی تأثیر منفی بگذارد و اغلب به افسردگی ختم میشود.
همه این عوامل، از جمله عوامل دیگر، میتوانند پس از سکته مغزی جمع شوند و منجر به افسردگی پس از سکته مغزی برای بازماندگان شوند. علاوه بر این، مراقبان اغلب افسردگی را به میزان مساوی یا حتی بیشتر تجربه میکنند، زیرا آنها تغییرات مشابهی در سبک زندگی یا استقلال خود دارند. در حالی که هیچ درمان یکسانی برای همه وجود ندارد، بقیه این مقاله به درمانها و تکنیکهای مختلف برای کنترل افسردگی پس از سکته میپردازد.
درمان افسردگی پس از سکته مغزی
اگر افسردگی پس از سکته مغزی را تجربه میکنید، ضروری است که برای بهبود سلامت روانی و عاطفی خود به دنبال کمک باشید. افسردگی پس از سکته مغزی با پیامدهای عملکردی ضعیفتر و عوارض بالاتر مرتبط است. علاوه بر این، میتواند بر انگیزه شما و انجام تمرینات توانبخشی تأثیر منفی بگذارد.
جستجوی درمان برای افسردگی پس از سکته مغزی برای بهبود سلامت روانی و عاطفی شما ضروری است. علاوه بر این، به شما کمک میکند تا ریکاوری فیزیکی و انگیزه خود را برای ادامه تمرینات درمانی خود افزایش دهید. برای کمک به شما در شروع، بیایید چند روش مختلف برای مدیریت افسردگی پس از سکته را مرور کنیم.
روان درمانی را دنبال کنید
کمک گرفتن از یک رواندرمانگر یا مشاور دارای مجوز میتواند منبع ارزشمندی برای بازماندگان و مراقبان آنها باشد. مشارکت در مراقبتهای روانشناختی، مانند درمان شناختی-رفتاری، میتواند به شما در شناسایی الگوهای فکری منفی و رفتارهایی که ممکن است پس از سکته مغزی تجربه کنید، کمک کند.
یک درمانگر میتواند ابزارها و تکنیکهای مختلفی را در اختیار شما قرار دهد تا به شما امکان مدیریت بهتر افسردگی پس از سکته را بدهد. علاوه بر این، آنها میتوانند نکاتی را برای کمک به شما در برقراری ارتباط با عزیزان خود برای حفظ روابط سالم ارائه دهند. تغییر نحوه نگرش به بهبودی میتواند به شما کمک کند بر توانبخشی متمرکز بمانید و سلامت روان و کیفیت کلی زندگی خود را بهبود بخشد.
فعالیتهای جایگزین پیدا کنید
پس از سکته مغزی، بسیاری از بازماندگان تغییراتی را در تواناییهای بدنی خود تجربه میکنند که میتواند آنها را از شرکت در فعالیتها یا سرگرمیهای قبلی باز دارد. با این حال، یافتن فعالیتهایی که از آن لذت میبرید و میتوانید پس از سکته در آنها شرکت کنید، مهم است.
مدتی را صرف فکر کردن به آنچه از آن لذت میبرید کنید و سپس سرگرمی جدیدی را دنبال کنید که با علایق شما مطابقت دارد. این ممکن است شامل سرگرمیهایی مانند گوش دادن به کتابهای صوتی، نقاشی، عکاسی یا تماشای پرنده باشد. سرگرمیهایی مانند پازل یا بازیهای فکری نیز میتوانند به تقویت مهارتهای شناختی شما کمک کنند.
علاوه بر این، به روشهایی فکر کنید که میتوانید سرگرمیهای معمولی خود را برای رفع نیازهای فعلی خود تغییر دهید. به عنوان مثال، اگر قبلاً از باغبانی در مقیاس بزرگ لذت میبردید، باغبانی را با استفاده از تختهای مرتفع یا گلدانهایی که میتوانید راحتتر به آنها دسترسی داشته باشید، امتحان کنید. با فیزیوتراپیست یا کاردرمانگر خود در مورد راه هایی برای سهولت دسترسی بیشتر به سرگرمیهای خود صحبت کنید.
با پزشک خود صحبت کنید
اگر علائم مداوم افسردگی مانند از دست دادن علاقه به فعالیتهای روزانه خود را تجربه میکنید، با پزشک خود در مورد علائم خود صحبت کنید. آنها میتوانند به درک و تشخیص علائم شما و ارائه درمان مناسب کمک کنند.
علاوه بر ارتباط شما با مراقبت روانشناختی، پزشک ممکن است دارویی تجویز کند که علائم افسردگی شما را درمان کند. داروهای ضد افسردگی مانند SSRIها به تنظیم مواد شیمیایی در مغز شما کمک کنند و علائم افسردگی را در طول زمان کاهش دهند. برای برخی از افراد، یک ابزار فوق العاده مفید برای بهبودی و بهبود کیفیت زندگی باشد.
ایجاد عادات سلامت
سلامت روانی و عاطفی شما ممکن است پس از سکته دچار تغییرات عمده شود. با این حال، عادات و رفتارهای خاصی وجود دارد که میتوانید در زندگی روزمره خود کنترل کنید تا سلامت و بهبودی خود را به حداکثر برسانید. عاداتی مانند حفظ یک رژیم غذایی سالم و رعایت بهداشت، خواب خوب، میتواند عملکرد شناختی شما را بهبود بخشد و علائم افسردگی پس از سکته را کاهش دهد.
- نشان داده شده است که خوردن غذاهایی که به بهبود سکته مغزی کمک میکند، شدت علائم افسردگی را کاهش میدهد. به عنوان مثال، غذاهایی که میخورید میتوانند مستقیماً بر سطح سروتونین شما تأثیر بگذارند که به تنظیم خلق و خوی شما کمک میکند. یک رژیم غذایی متمرکز بر سبزیجات و میوههای تازه، پروتئین بدون چربی و اسیدهای چرب سالم میتواند مغز را با مواد مغذی مورد نیاز برای التیام پس از سکته تامین کند. علاوه بر این، بسیاری از این غذاها سرشار از BDNF(فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز) هستند که میتواند به افزایش انعطافپذیری عصبی کمک کند.
- خواب یکی دیگر از بخش های مهم پازل بهبودی است. اختلالات خواب که پس از سکته شایع هستند، ارتباط مستقیمی با افسردگی دارند. به همین دلیل، رعایت عادات خواب سالم برای افزایش میزان خواب آرام و بهبود سلامت جسمی و روانی بسیار مهم است. برخی از نمونههایی از عادات خوب خواب عبارتند از تنظیم یک برنامه منظم برای خواب، ایجاد یک محیط آرام در اتاق خواب، و محدود کردن مصرف کافئین.
ورزش
یکی دیگر از عادتهای سالم که برای بهبود سکته ضروری است، ورزش منظم است. نه تنها باعث بهبودی جسمانی بعد از سکته میشود، بلکه نشان داده شده است که ورزش علائم افسردگی را در بازماندگان سکته کاهش میدهد. اگرچه ممکن است در ابتدا سخت به نظر برسد، ورزش پس از سکته مغزی میتواند متناسب با نیازها و تواناییهای هر فرد باشد.
از فیزیوتراپییست و کاردرمانگر خود بخواهید که به شما در ایجاد یک برنامه ورزشی در خانه کمک کند که به شما امکان میدهد در جهت اهداف منحصر به فرد خود کار کنید. علاوه بر افزایش قدرت عضلانی و عملکرد فیزیکی، شرکت در ورزش منظم پس از سکته میتواند اندورفین تولید کند و همچنین خطر سکته دوم را کاهش دهد.
در ادامه، یک ابزار قدرتمند دیگر برای مدیریت علائم افسردگی پس از سکته را مورد بحث قرار خواهیم داد. این ابزار که به عنوان روانشناسی مثبت شناخته میشود، برای همه قابل دسترسی است و میتواند بر بسیاری از جنبههای بهبودی هم برای بازماندگان و هم برای مراقبین تأثیر بگذارد.
تأثیرات احساسی و تغییرات ناشی از سکته مغزی
در حالی که برخی از علائم احساسی به دلیل تأثیر بیولوژیکی سکته مغزی رخ میدهند، برخی دیگر به دلیل تغییرات شدید در سبک زندگی یا استقلال ایجاد میشوند. برای بسیاری از بازماندگان، این تغییرات حس زیر و رو شدن زندگی را به همراه دارند. برای مدیریت این احساسات و مقابله با علائم افسردگی، روانشناسی مثبتگرا راهکارهای مفیدی ارائه میدهد
روانشناسی مثبتگرا و نوروپلاستیسیته
روانشناسی مثبتگرا بر ایجاد احساسات مثبت مانند قدردانی، شفقت و شادی تمرکز دارد. این علم ارتباط نزدیکی با نوروپلاستیسیته، یعنی توانایی مغز برای بهبودی از طریق ایجاد مسیرهای عصبی جدید، دارد. کتابی محبوب به نام Hardwiring Happiness نحوه استفاده از نوروپلاستیسیته برای بازسازی مغز و ایجاد شادی را توضیح میدهد. برای تقویت نوروپلاستیسیته، مغز نیاز به تکرارهای زیاد برای یادگیری مجدد عملکردها دارد. این امر نه فقط در تمرینات بدنی بلکه در تمرینات ذهنی مانند روانشناسی مثبت نیز صادق است
نحوه تمرکز بر جنبههای مثبت
فرض اصلی نوروپلاستیسیته این است که مغز در انجام آنچه مکرراً تمرین میکنید، بهتر میشود. هرچه بیشتر تمرکز بر جنبههای مثبت زندگی را تمرین کنید، بهتر میتوانید زیباییها و خوبیهای موجود در زندگی را حتی در شرایط متفاوت تشخیص دهید
تمرینهای پیشنهادی برای مدیریت افسردگی
- ایجاد دفترچه قدردانی: حداقل سه موردی که بابت آنها سپاسگزار هستید را هر روز بنویسید. این تمرین باعث میشود تا بر جنبههای مثبت بهبودی خود تمرکز کرده و پیشرفتتان را پیگیری کنید.
- تمرکز بر نقاط قوت: یافتن نقاط قوت و استفاده از آنها به بهبود احساس استقلال و موفقیت کمک میکند.
- استفاده از منابع مفید: کتابها یا منابعی مانند Healing & Happiness After Stroke میتوانند برای بازماندگان سکته مغزی مفید باشند و بهزیستی عاطفی آنان را تقویت کنند.
مدیریت افسردگی پس از سکته مغزی
پس از سکته مغزی، درصد زیادی از بازماندگان افسردگی پس از سکته را تجربه خواهند کرد. این می تواند تأثیر زیادی بر بازماندگان و مراقبان داشته باشد و همچنین می تواند پیامدهای منفی برای بهبودی داشته باشد. با این حال، شما تنها نیستید و منابعی وجود دارد که به شما در مدیریت علائم کمک می کند.
صحبت با پزشک و جستجوی درمان روانشناختی می تواند گام های ارزشمندی برای بهبود افسردگی پس از سکته باشد. همچنین تغییرات خاصی در برنامه روزانه شما وجود دارد که می تواند به درمان یا کاهش علائم شما کمک کند. این شامل اولویت دادن به یک رژیم غذایی سالم، ورزش روزانه و انجام عادات خواب خوب است.
علاوه بر این، یادگیری در مورد روانشناسی مثبت می تواند به شما در مسیر بهبودی کمک کند. سعی کنید روی پیشرفت خود تمرکز کنید و برای ایجاد الگوهای فکری مثبت برای تقویت سلامت و رفاه روانی خود تلاش کنید. در حالی که افسردگی پس از سکته ممکن است شایع باشد، باید آن را جدی گرفت. از اطرافیانتان حمایت بخواهید و مهمتر از همه، هرگز دست از تلاش برای بهبودی برندارید.



